به گزارش خبرگزاری حوزه، به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان، در گفتگویی با حجتالاسلام والمسلمین حسین عابدی، کارشناس مسائل تربیتی به بررسی نقش پدر و مادر در تربیت فرزندان پرداختهایم که ثمره آن شکوفایی یک جامعه اسلامی خواهد بود.
توجه به مباحث این گفتگو به والدین گرامی توصیه میشود.
سوال: طبق آیه ۶ سوره تحریم «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا»، ما موظف به حفظ خود و اهل خود از سقوط در وادی هلاکت هستیم. از طرفی امروزه شاهدیم که دشمنان بشریت با تمام توان سعی در از بین بردن کانون خانواده دارند. مهمترین رکن خانواده اسلامی چه کسانی هستند و وظیفه آنها طبق این آیه چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین عابدی: بسم الله الرحمن الرحیم. ابتدا فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را خدمت شما و همه بزرگواران تبریک عرض میکنم و امیدوارم طاعات و روزهداری همه عزیزان مورد قبول واقع شود.
در پاسخ به سؤال شما، همانطور که خودتان هم آیه شریفه را قرائت فرمودید، این آیه از بهترین و مستقیمترین آیات در موضوع تربیت است. رکن خانواده، مخاطب همین آیه است. وقتی خدای متعال میفرماید «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا» و سایر آیاتی که متوجه خانواده و بحث تربیت است، مخاطب این آیات پدر و مادر هستند، نه پدر به تنهایی و نه مادر به تنهایی. بنابراین از همین جا میتوان دریافت که ارکان اصلی و اولیه هر خانوادهای، پدر و مادر هستند.
برای تأیید این مطلب میتوان به روایتی از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله استناد کرد که فرمودند: «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ»؛ یعنی همه شما وظیفهای دارید نسبت به رعیت خودتان. سپس ایشان در ادامه توضیح میدهند: «وَالرَّجُلُ رَاعٍ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسْؤُولٌ عَنْهُم»؛ مرد نسبت به اعضای خانوادهاش مسئول است و باید پاسخگو باشد. همچنین در ادامه میفرمایند: «وَ الْمَرْأَةُ رَاعِیَةٌ عَلَی بَیْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِیَ مَسْؤُولَةٌ عَنْهُم»؛ زن نیز نسبت به خانه همسر و فرزندانش مسئول است و باید پاسخگو باشد. بنابراین، آنچه از این آیه و روایت استفاده میشود این است که ارکان یک خانواده را دقیقاً پدر و مادر تشکیل میدهند و هر دو در قبال یکدیگر و فرزندان خود مسئولیت دارند.
بنابراین، آنچه از این آیه شریفه و روایت نبی اکرم(ص) استفاده میشود این است که ارکان یک خانواده را دقیقاً پدر و مادر تشکیل میدهند و هر دو هم در قبال یکدیگر و هم در قبال فرزندان خود مسئولیت دارند.
اما وظیفه ما مخصوصاً در شرایط فعلی جامعه، یعنی وظیفه این دو رکن چیست؟ خود آیه شریفه به خوبی همین را هم به ما نشان میدهد «قُوا أَنْفُسَکُمْ»؛ تربیت ابتدا نسبت به نفس خود ما و بعد نسبت به اهل خانه است. این خیلی مهم است. یعنی وظیفه ما اول در بحث تربیت این است که توجه به تربیت خود داشته باشیم. آن پدری که خودش دغدغه تربیت دارد و پیگر مسائل تربیتی است میتواند خوب تربیت کند و همچنین مادر به اندازهای که خودش تربیت شده میتواند تربیتکننده خوبی باشد.
در فضای روانشناسی، در بحث تربیت فرزند میگوییم بچههای ما آن چیزی میشوند که میبینند نه آن چیزی که میشنوند. بچههای ما آن چیزی میشوند که ما هستیم نه آن چیزی که ما میگوییم. گاهی ممکن است پدر حواسش نباشد، گاهی وقتها یک سری حرفهایی خلاف واقع بزند که با واقعیت تناسبی نداشته باشد. این پدر وقتی به بچه خودش بگوید: «فرزندم هیچ وقت نباید دروغ بگی» یا «همیشه باید در زندگی حقیقت را بگویی»، فرزند آن چیزی را که پدر عمل کرده میبیند و میشود نه آن چیزی را که پدر حرفش را زده است.
پس مرحله اول تربیت چیست؟ تربیت خودمان. به جای اینکه فقط زبانی بچههایمان را تربیت کنیم، توصیه کنیم، نصیحت کنیم، اول آن چیزی که میخواهیم بگوییم بشویم. بعد میبینیم خودبهخود بچههای ما همان رنگ و بو را میگیرند و به همان شکل تربیت میشوند. این مرحله اول تربیت است: تربیت خود.
این مرحله اول تربیت است: تربیت خود. اما در مرحله دوم میرویم سراغ تربیت اهل خانه، تربیت خانواده. اینجا باید چه کار کنیم؟ اگر بخواهم مراحلی را ذکر کنیم، اولین کاری که باید بکنیم کار روی ارتباطهاست. ما اگر در بستر روابط قوی فرزندان خودمان را تربیت کنیم از این تربیت کردنمان در بستر رابطه مناسب جواب میگیریم.
گاهی پدر و مادر سؤال میکنند که من با نوجوانم، با بچهام به چالش خوردم، باید چه کار کنم؟ اولین توصیهای که ما میکنیم و اولین سؤالی که میپرسیم این است که ارتباط گیری شما با یکدیگر به چه شکلی است؟ ما اول باید نوع ارتباط گیری را متوجه بشویم تا بعد بتوانیم بگوییم شما چقدر میتوانی موفق باشی در این هدفی که دنبالش هستید.
پس کار روی روابط. حالا خود کار روی روابط، یکبار رابطه والد و فرزندی است که من نسبت به فرزندم باید رابطهام را اصلاح بکنم. یکبار رابطه، رابطه خود پدر و مادر است. سؤالاتی که ما از پدر و مادر میپرسیم این است که «رابطه پدر و مادر با یکدیگر چگونه است؟» چرا؟ چون بچه زیر دست این دو باغبان دارد بزرگ میشود و در همین خانه دارد رشد میکند. این نهال در این باغ خانه دارد رشد میکند. این دو باغبان، رابطهشان خیلی مهم است که چگونه با همدیگر باشد.
یک جمعبندی بکنم تا اینجا را. برای تربیت، وظیفه ما به عنوان پدر و مادر و ارکان یک خانواده: اول: تربیت خودمان. مرحله دوم: برویم سراغ تربیت فرزند و خانواده. در تربیت فرزندان و خانواده باید چه کار کنیم؟ باز دوباره مرحله اول، کار روی رابطه است. رابطه را با ابزارهای مختلفی که بحثش مفصل است - اگر گفتگوهای دیگری داشتیم خدمت شما عرض خواهم کرد - رابطه خودم با فرزندم را روزبهروز تقویت کنم، صمیمی کنم. و رابطه خود والدین؛ اینجا هم این مسئله خیلی مهم است. بعد از آن حالا میرویم سراغ وادی تربیت که ریزهکاریهایی دارد برای اینکه برای تربیت باید چه کرد.
گام اول، شناسایی مسیری است که ما باید برای تربیت انتخاب کنیم. امیرالمومنین علی(ع) به کمیل فرمودند: «یَا کُمَیْلُ مَا مِنْ حَرَکَةٍ إِلاَّ وَأَنْتَ مُحْتَاجٌ فِیهَا إِلَی مَعْرِفَةٍ. هیچ حرکتی نیست مگر اینکه شما در آن نیاز به معرفت داری». حرکت تربیت از بزرگترین حرکتهاست. ما وقتی میخواهیم حرکت کنیم به سمت یک مقصد، مثلاً بخواهیم به مشهد مقدس مشرف شویم، اول باید بدانیم از کدام طرف میخواهیم برویم، چالشهای مسیر را بدانیم، مسیر را باید اول بشناسیم. تربیت هم یکی از بزرگترین حرکتهای ماست که با دقت باید وارد فضای تربیت شویم.
البته پدر و مادر یک نکته کلیدی را نباید فراموش کنند و آن استقامت در امر تربیت است. در آیات قرآن کریم نیز دستور به استقامت و صبر برای مسائل تربیتی شده است مانند آیه ۱۳۲ سوره طه «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا» که پیامبر اکرم(ص) نسبت به نماز مسؤلیت دارند که خانواده خود را به برپایی نماز دستور دهند و بر این مسئله نیز صبر داشته باشند. امر تربیت یکی از مراحل مهم آن بحث استقامت در تربیت است.
ما در مواقعی با خانوادههایی مواجه میشویم که نسبت به پیگیری مسائل تربیتی خسته شدهاند، در ابتدای مسیر شور و شوق دارند اما بعد از مدتی گویا خسته میشوند. البته پدر و مادرها باید توجه داشته باشند که نباید عجله داشته باشند. پس استمرار و استقامت، این هم یکی دیگر از مراحلی است که باید حتماً طی بشود از وظایف این دو رکن مهم خانواده است.

سؤال: با توجه به گستردگی روابط، اکنون فرزندان با گروههای متفاوتی در ارتباط هستند؛ از مدرسه و دانشگاه گرفته تا دوستان و آشنایان و از همه مهمتر ارتباطات در فضای مجازی که الان به عنوان یک رقیب جدی در مسیر تربیت برای پدر و مادر تبدیل شده است. با توجه به این پراکندگی، پدر و مادر چطور از این قافله عقب نمانند و بتوانند این ارتباط و استمرار و استحکام را حفظ کنند؟
حجتالاسلام والمسلمین عابدی: در رابطه با این سؤال شما، باید اینگونه عرض کنم که ما اولاً یک قدم به عقب برمیگردیم و ریشهیابی میکنیم. گاهی وقتها فرزند ما درگیر فضای مجازی است و به شدت تحت تأثیر فضای مجازی قرار دارد، همانطور که اشاره فرمودید، یا تحت تأثیر جو محیط دوستان، مدرسه و دانشگاه است.
نکته اول این است که باید توجه داشته باشیم آیا فرزند ما از سر ناچاری و برای پر کردن خلأها به سراغ این فضاها رفته و تحت تأثیر قرار گرفته است یا از سر چیز دیگری که متفاوت میشود. اگر از سر پر کردن خلأها باشد، باید بازگردیم به خودمان و بررسی کنیم چه عاملی باعث شده که این خلأها برای او ایجاد شود. پدر و مادری که در دسترس باشند و تکیهگاه باشند، میتوانند این خلأها را پر کنند. اما ویژگی چنین پدر و مادری چیست؟ کدام پدر و مادر میتوانند خلأهای فرزندشان را پر کنند تا او از سر ناچاری به بسترهای دیگر پناه نبرد؟
پس نخستین ویژگی، در دسترس بودن پدر و مادر است که بسیار مهم است. زیاد این را میشنویم که نوجوانان میگویند: «آن موقعی که من نیاز به پدر و مادر داشتم، کجا بودند؟» در دسترس بودن بسیار حائز اهمیت است زیرا در دسترس بودن والدین، همان چیزی است که خلأ را پر میکند و فرزند به بستر دیگر پناهنده نمیشود. این مورد اول است.
ویژگی دومی که والدین باید داشته باشند این است که والدین باید تکیهگاه باشند. باید فرزند بتواند به پدر و مادر تکیه کند، اعتماد کند. خیلی وقتها فرزندان ما از سر ناچاری تکیهگاهی پیدا نمیکنند، میروند تکیه میکنند به فضای مجازی، به دوستان ناباب. چقدر من روی تو پدر توانستم حساب کنم در مشکلاتم؟ چقدر من روی تو مادر توانستم حساب کنم؟ پس ویژگی تکیهگاه بودن - هر کدام از اینها مفصل صحبت دارد - اما ما باید اشارهای بکنیم و برویم که بتوانیم به یک نتیجه کلی برسیم.
ویژگی بعدی که پدر و مادر باید داشته باشند تا بچههایشان احساس خلأ و کمبود نکنند و محتاج به پناه آوردن به جای دیگر نباشند، این است که لازم است درک متقابل نسبت به فرزندانشان داشته باشند. ما با پدر و مادرهایی مواجهیم نه همیشه ولی خیلی متأسفانه خیلی از اوقات که درکی از دنیای نوجوانشان ندارند، درکی از دنیای کودکشان ندارند. پدر و مادر در عالم خودش دارد حرف میزند، بچه هم در عالم خودش دارد سیر میکند، دارد زندگی میکند. این درک را متوجه نیست.
ویژگی بعدی پذیرش فرزندان است. ما چقدر فرزندانمان را همینطور که هستند پذیرش کردهیم؟ گاهی فرزند ما در ذهنش این است که من وقتی به عنوان فرزند مورد قبولم که اینطور بپوشم، اینطور رفتار کنم، اینطور حرف بزنم. در حالی که رفتار فرزند من شخصیت خاص خود را داراست و من قرار است شخصیت فرزند را بپذیرم نه اینکه او را مجبور به کاری کنم. پذیرش فرزندان هم یکی دیگر از این ویژگیهاست که باعث میشود فرزندان پیش پدر و مادر بمانند. جای دیگر هم اگر میرود اثر نمیگیرد. اگر هم مشکلی پیدا کند، پیش خود پدر و مادر میآید. و مهمتر از همه اینها، اخلاق نیکو و درست و حسابی است.
پیامبر گرامی اسلام ویژگیهای مثبت و فضایل بسیاری داشتند، اما خداوند متعال ایشان را با اخلاق معرفی میکند و در آیات قرآن کریم نیز پیامبر را به داشتن خلق عظیم میستاید: «إِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ». در جای دیگر به پیامبر میفرماید: «وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»؛ یعنی اگر اخلاق تند و خشن داشتی، مردم از اطراف تو پراکنده میشدند. این نشان میدهد اخلاق نیکو برای نگه داشتن اطرافیان بسیار تأثیرگذار است.
پدر و مادری که نگران هستند از اینکه فرزندشان از آنها جدا شود و فرزند در دام افراد نالایق گرفتار شود، باید ببینند در محیط خانه که فرزندشان در آن رشد کرده، آنها چه اخلاقی داشتهاند. مادری که مخاطب برنامه است، شما که دخترت را به حجاب و چادر دعوت میکنی، با چه اخلاقی این دعوت را انجام میدهی؟ پدر بزرگواری که به نماز و نماز اول وقت دعوت میکنی، با چه اخلاقی این دعوت را انجام میدهی؟ چقدر از فرزندان ما به خاطر اینکه اخلاق خوبی نداشتیم، از نماز فاصله گرفتهاند؟ پدر نمازخوان بداخلاق، فرزند را از نماز دور میکند. این را یادمان باشد.
تقویت رابطه درون خانوادگی که پیشتر درباره آن صحبت میکردیم، باز هم اینجا سرنخ آن پیدا شد. پس وقتی همه این نکاتی که عرض کردم در فضایی که اخلاق حسنه و اخلاق نبوی در آن دیده میشود در محیط خانه جاری باشد، فرزندان کمتر از بیرون اثر میپذیرند.
یک نکته دیگر هم عرض کنم. گاهی اوقات نیز بچهها واقعاً از سر ندانستن عواقب آن عملی که انجام میدهند یا ندانستن آثاری که آن فضای مخرب بر آنها دارد، میروند و دچار اینگونه فضاها میشوند. اینجا باید چه اقدامی کرد؟ پس گاهی در اثر خلأهایی که بچهها احساس میکنند، گاهی در اثر جهل و ندانستن است. اینجا چه باید کرد؟ از بهترین کارها این است که فضای گفتوگو، گفتوگوی والد و فرزندی در خانه ایجاد کنیم. ما چقدر با فرزندمان اهل گفتوگو هستیم؟ متاسفانه کمک است، گفتوگو نیست، گفتن است و شنیدن. آمرانه است، یکطرفه است. من همیشه به او میگویم، او نیز یا قبول میکند یا قبول نمیکند. پدر و مادر با بچهها اهل گفتوگو بشوند. گفتوگوهای پدر پسری، پدر دختری. ما وقتی میگوییم گفتوگو یعنی دوطرفه است، یعنی یکی گفت و یکی شنید. این بسیار مهم است. مادر نیز باید همین گفتگو را با بچهها آغاز کند.
نکته دیگر اینکه وقتی والدین متوجه میشوند فرزندشان از روی ناآگاهی و ناخواسته درگیر فضاهای تربیتی ناسالم میشود، بهترین کار این است که او را نسبت به آن فضا آگاه کنند و خطرات آن را به او گوشزد نمایند. به عنوان مثال، از نقاط ضعف تربیت غربی برای فرزندان خود بگویید و با زبانی نرم به او تفهیم کنید که منشأ بسیاری از محتواهای مخرب فضای مجازی و دانشگاه، فرهنگ غرب است. میتوانید زمینهای فراهم کنید که خود فرزند نیز تحقیق کند و به حقیقت دست یابد. به او بگویید: عزیز دلم، آیا میدانی بعضی از چیزهایی که الان در فضای مجازی میبینی یا در دانشگاه میبینی، از کجا میآید؟ سرمنشأ آن کجاست؟ فضایی ایجاد کنیم که خودش برود تحقیق کند و اینگونه نباشد که همه چیز یکطرفه به او القا شود.
فرزند ما اگر با نظارت پدر و مادر برود تحقیق کند یعنی پدر و مادر فضای تحقیق را برای فرزند فراهم کنند متوجه حقیقت ماجرا میشود، بعد فرزند خودش میگوید که من رفتم و تحقیق کردم فهمیدم که این سبک غربی که توسط رسانههای غربی ایجاد شده و به جامعه ما سرایت پیدا کرده است و مناسب جامعه ما نیست. باید برای فرزند تبیین کنیم که فضای غرب چگونه است. به فرزندمان بگوییم که درباره فرهنگ غربی تحقیق کن. باید برای فرزندمان عواقب سبک تربیتی غربی را تبیین کنیم که براثر تربیت غربی جامعه آنان در چه منجلابهایی گیر افتادهاند؟ باید برای فرزند تبیین کنیم که در اثر همین جدا شدن از بستر خانواده، آمار ازدواج در مجامع غربی چقدر وحشتناک شده و آمار طلاق به چه میزان رسیده است؟ عاقبت جامعه غربی را باید برای فرزندمان روشن کنیم. اخباری که از جوامع غربی از این جزیره بدنام منتشر میشود نشان میدهد که چقدر کودکان مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. باید بدانیم منشأ این فضاهایی که در جامعه غربی ایجاد شده است منشأ آن رها شدگی خانواده است. این هم یکی از موضوعاتی است که لازم است به آن توجه داشته باشید.

سوال: ما اکنون در شرایطی هستیم که دشمنان کارهای جدی و تخصصی را برای تأثیر بر افکار جوانان و نوجوانان انجام میدهند. در حوادث اخیر شاهد بودیم که بعضاً افراد کمسن و سال نیز در این اغتشاشات و حوادث ناخواسته تحت تأثیر عوامل مختلف قرار گرفتند. وقتی خانواده متوجه شود که فرزندانشان از آن مسیر تربیتی که مد نظر آنهاست خارج شدهاند، چگونه با این فرزند که شاید غرور نیز داشته باشد، لجبازی کند و آن خصلتهای آن سن و سال خود را داشته باشد، چگونه برخورد کنند که طرد نشود و بتوانند او را مدیریت کرده و به مسیر بازگردانند؟
نکتهای که باید اینجا عرض کنم این است که با نوجوانمان به هیچ وجه وارد جنگ قدرت نباید شویم. پدر و مادرها دچار این اشتباه میشوند و بعداً بازنده این میدان پدر و مادر هستند و برنده این میدان که واقعاً برنده نیست ولی هر دو طرف بازنده هستند به زعم خود نوجوان، او برنده این جریان میشود. با نوجوان به هیچ وجه نباید وارد جنگ قدرت شد.
در گذشته اگر فردی با فرزند خود چالشی پیدا میکرد، پدر حرف خود را میزد، نوجوان مخالفت خود را میکرد، نهایتاً پدر تهدیدش میکرد که اگر اینگونه کنی، جای تو در خانه من نیست و آن بچه میترسید و کوتاه میآمد. اما اکنون اگر پدر و مادر اشارهای به این مسئله بکنند، باید یک هفته راه بیفتند و بگردند که فرزندشان کجا رفته است. وارد جنگ قدرت با نوجوان به هیچ وجه نشویم. اهرمهایی که در دست فرزندان ماست، در دست ما نیست. این نکته اول بود که خواستم در ابتدا عرض کرده باشم.
اما نسبت به سؤالی که جنابعالی فرمودید، یعنی پس از اینکه احساس کردیم فرزندمان از دست ما خارج شده، تا یک حدی حداقل احساس کردیم مسیری را طی میکند غیر از آن مسیری که مسیر خانواده ما بود و آن چیزی که مطلوب ما بود، اینجا باید چه کرد؟
اولین مسئله حفظ خونسردی است. پدر و مادر هول نکنند. در زمانی که انسان خونسرد نباشد، هول کند، تصمیمات عجولانه میگیرد و دیگر نمیتواند تصمیمات درست بگیرد. پس اول حفظ خونسردی و این را بدانیم که فراز و نشیبها در بچههای ما بسیار زیاد است و حل میشود. این نکته اول.
نکته بعدی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که ما در هر حالی، لازم است به فرزندمان ثابت کنیم فرزند عزیزم، دختر عزیزم، پسر عزیزم، من کنار تو هستم. من جلوی تو نیستم، من مقابل تو نیستم. این بسیار مهم است. جوانان ما پدر و مادرشان را چقدر مقابل خود میبینند و چقدر در کنار خود میبینند؟
ممکن است سؤال شود که یعنی همه رفتار ناصحیح فرزندمان را تأیید کنیم؟ یعنی ما هم همراهی کنیم با او؟ خیر. عرض کردم کنارش باشیم. کنارش باشیم یعنی عزیزم من در هر حالی اینجا هستم تا به تو کمک کنم. من دشمن تو نیستم، من مقابل تو نیستم. و این با حرف زدن ثابت نمیشود. به نوجوان شاید بسیار گفته باشی عزیزم من خیر تو را میخواهم. کدام پدر و مادر هستند که خیر فرزندشان را نخواهند؟ نه، این حرفها را بچههای ما گوششان بسیار پر شده است. در عمل ثابت کنی من کنار تو هستم.
یعنی در مرحله اول با فرزندمان همدلی کنیم. همدلی یعنی چه؟ باز هم به معنای تأیید همه رفتارهای او نیست. همدلی یعنی در کنار فرزندمان بنشینم. یک وقت من میگویم چرا تو این کار را کردی؟ یک وقت میگویم چه شد که اینطور شد؟ عزیزم من کنار تو هستم، نشستم کمکت کنم، چه شد که به اینجا رسیدی؟. بله نوجوانی، میدانم، میدانم هیجان داری، میدانم از بعضی شرایط ناراحت هستی. این یعنی همدلی. من با صحبتهایم، با عملم دارم به او میگویم کاملاً تو را فهمیدم، درکت کردم. اما شاید این راهی که داری میروی، راه درستش نباشد. در موردش صحبت میکنیم. من کنار تو هستم، باید به فرزندمان بفهمانیم که تکیه گاه او هستیم و فرزند بداند که ما آماده پذیرش او هستیم.
پس این همدلی، این درک متقابل که در سؤالات قبلی شما به آن اشاره کردید، همین باعث میشود فرزندمان احساس کند کنارش هستیم. فضای گفتگویی که عرض کردم، این فضا در خانوادهها متأسفانه بسیار کم است.
نکته دیگری که قابل ذکر است این که والدین از برخی ابزارها غافل نشوند. از ابزار شخص سوم مورد اعتماد و مقبول غافل نشوید. برخی اوقات آن روحانی مسجد که فرزندمان او را قبول دارد، کار بسیاری از او ساخته است. آن مربی مدرسه، آن مسئول پایگاه، آن مربی پرورشی، آن معاون پرورشی و تربیتی، هر آنچه در مدرسه شنیده بود، فرزندم بازگو میکند و میگوید من فلانی را در مدرسه بسیار قبول دارم، بسیار دوستش دارم. اکنون ذهن شما متوجه او شود، کار بسیار از او ساخته است. از اینگونه ابزارها غافل نشوید.
از جمعهای دوستانه سالم غافل نشوید. والدین بدانند جو و جمع بر روی نوجوان بسیار تأثیرگذار است. از جو سالم غافل نشوید، از جو معطر و خوشبو غافل نشوید. اگر مکانی معطر باشد، فردی که به آن مکان وارد شود و خارج گردد، عطر هم استفاده نکرده باشد، معطر خواهد شد. جمع دوستانه سالم را برای فرزندانتان به صورت فعالانه پیگیری نمایید.
بسیاری از والدین میگویند فرزند ما به مسجد نرفته، اصلاً در محله با جمع دوستان مسجدی آشنا نشده است. به ایشان عرض میکنیم والدین منتظر هستید فرزندتان برود؟ به همین صورت نشستهاید تا مشاهده کنید چه زمانی فرزندتان سراغ دوستان سالم میرود؟ این به معنای منفعل عمل کردن است. دشمن فعال عمل میکند. دشمن منتظر ننشسته است تا فرزند شما به سراغش برود، دشمن همین که از طریق گوشی فرزندتان وارد اتاق او شده، یعنی فعالانه عمل میکند. پس آیا ما منفعلانه عمل کنیم؟ فعالانه عمل کنیم. از جمعها، از ابزارهایی نظیر مربی و جمعهای دوستانه غافل نشویم که اینها میتوانند بسیار برای ما کمککننده باشند.
یکی از رمزهای موفقیت جمعها، رسانهها، فضای مجازی و جو دانشگاه را میدانید چیست؟ این است که بهروز هستند. توجه کنید که اکنون رسانهها برای نوجوان محتوای متناسب با نوجوان تولید میکنند، برای نوجوان کتاب متناسب با ویژگیهای نوجوان تولید میکنند. شما نمیتوانید یک کتاب قصه به دست نوجوان خود بدهید، قطعاً آن را کنار میزند.
من به عنوان پدر و مادر در تربیت کردن خود چقدر بهروز هستم؟ گاهی اوقات فرزندم پنج سالش بود به گونهای با او صحبت میکردم، اکنون دقیقاً به همان شیوه با او صحبت میکنم. در دنیای فعلی فرزند من چقدر حضور دارم؟ پس بهروز باشیم.
بهروز بودن به این معنا نیست که از ارزشهایمان کوتاه بیاییم. خیر، گاهی به این معناست که شیوه انتقال ارزش را بهروز کنیم. همه جا بهروز است، به جز خانه، به جز پدر و مادر. نتیجه این میشود که فرزند از همه جا تأثیر میگیرد، به جز خانه، به جز پدر و مادر.

سوال: با توجه به فرارسیدن ماه مبارک رمضان، والدین چگونه میتوانند از این ظرفیت برای تربیت فرزندان خود استفاده کنند؟
کارشناس برنامه: در ماه مبارک رمضان، طبق روایات، شیطان دستش بسته است. بسیاری از اوقات آن چیزی که فرزند شما را از شما گرفته بود، شیطان بوده است و نفس و سایر عوامل نیز در کنار آن نقش داشتند. اکنون که شیطان دستش بسته است، محیط جامعه خودبهخود معطر میشود. جو و فضا معطر است و این فضا خودبهخود به کنترل، خودمدیریتی و تابآوری کمک میکند. قدر این فضاها را بدانید که از دست نرود.
ضمن اینکه خود زمان ماه مبارک رمضان فوقالعاده مؤثر است در فراهم شدن بستر تربیت. قدر این جو معطری که در ماه مبارک رمضان به عنایت الهی پیش میآید را بدانید. پدری که به مسجد برای نماز جماعت یا جزءخوانی میرود، فضایی را انتخاب کند که جذاب باشد. این مسجد مراسم جزءخوانی دارد و آن یکی نیز دارد، اما بدانید برای نوجوان شما، آن مسجدی که اتفاقاً فاصله آن بیشتر است اما فضایش جذابتر است، مناسبتر میباشد. نوجوان و کودک خود را با خود همراه کنید و به فضاهای جمعی ماه رمضان ببرید. شبهای قدر یک بخش است، جزءخوانیها و تلاوت قرآنها بخش دیگری است. همانطور که نوجوان به شدت تحت تأثیر جو قرار میگیرد، از جو معطر ماه رمضان غافل نشویم.
نکته آخر که میخواهم خطاب به والدین عزیز عرض کنم این است که محیط مدرسه و جامعه قطعاً بر فرزند شما اثرگذار است، اما پیش از آن محیط خانه اثرگذار است. برای سالم بودن محیط خانه لازم است پدر و مادر آن خانه، فضای سالمی داشته باشند. حرف پایانی من که جمعبندی صحبتها نیز هست این است که والدین محیط خانه را معطر و سالم نگه دارند؛ از جلسات توسل گرفته تا تلاوتهایی که در محیط خانه انجام میدهیم.
یادمان باشد اگر کار میکنیم، اگر تحصیل میکنیم، نتیجه آن را باید در این دستهگلهایمان، در بچههایمان ببینیم. مبادا دو روز دیگر فرزندمان آسیب دیده باشد، چون پدر همیشه سر کار بود، پدر برای همه چیز وقت داشت به جز من. مبادا پسر یا دخترمان آسیب ببینند چون مادر فقط حواسش به تحصیلش بود، برای همه چیز وقت داشت به جز من.
اگر کار میکنیم، اگر تحصیل میکنیم و سایر شئون زندگیمان را دنبال میکنیم، به خاطر این است که این بچهها در محیطی خوب تربیت شوند و سرباز امام زمان تربیت کرده باشیم. پس پیش از کار و تحصیل و هر چیز دیگر، فرزندانمان و تقویت رابطهمان با آنها را در اولویت قرار دهیم.
انتهای پیام/











نظر شما